محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
18
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
فردا از پيرامونت پراكنده شوند . اما در اين هنگام ابو بكر كه آنجا بود گفت : « آيا ما از پيرامون او پراكنده مىشويم ؟ » . سپس مسعود در حالى كه محاسن رسول خدا ( ص ) را در دست مىگرفت به سختن گفتن با آن حضرت پرداخت كه اين كار و اين نحوه برخورد از گردن - كشى ، هرزگى ، جرأت و خشونت او حكايت داشت . در اين ميان مغيرة بن شعبه شمشير به دست به منظور حراست در پشت سر رسول خدا ( ص ) ايستاده بود و هر گاه مسعود دست به سوى محاسن پيامبر ( ص ) دراز مىكرد دست او را پس مىزد و مىگفت : « دست خود را از صورت رسول خدا ( ص ) بردار قبل از آن كه كارى كنم كه ديگر اين دست از تو نباشد » . اما مسعود - آن مرد خشن و سختگير - در پاسخ شعبه گفت : « چقدر درشت خوى و سختگيرى ! » . رسول خدا ( ص ) در اين هنگام تبسّم فرمود . رسول خدا ( ص ) با عروه همان سخنانى را فرمود كه با دو فرستادهء پيشين فرموده بود . عروة بن مسعود پس از آن و در پى مشاهدهء برخورد اصحاب با رسول خدا ( ص ) به ميان قريش برگشت و گفت : « اى جماعت قريش ، من قيصر را با همهء سلطنت او ، كسرى را با همهء پادشاهىاش و نجاشى را در ممكلت خويش ديدهام و به خداوند سوگند ، تا كنون هيچ پادشاهى را در ميان مردم خود همانند محمد در ميان اصحاب خويش نديده ام . من مردمى ديدم كه در مقابل هيچ چيز از او دست نمىكشند . پس تصميم خود را در اين باره بگيريد » . بدين ترتيب مشاهده مىكنيم همه فرستادگان قريش تا اين مرحله بر اين تأكيد داشتند كه محمد ( ص ) براى جنگ نيامده و بلكه براى اداى حج و به منظور برقرارى پيوندهاى خانوادگى كه آنان آن را قطع كردهاند آمده است . نيرنگ و گذشت 520 - نيرنگ از جانب قريش و عذر و گذشت از جانب محمد ( ص ) ، چه اين